تبلیغات
Eshghe koodaki

Eshghe koodaki

بهش بگین دوسش دارم...

دوسش داشتمو  ...دوسم نداشت... 


نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند 1392 ساعت 11:03 ق.ظ توسط Goole zakhmi ... نظرات | |
 
بچه ها این پست مال وب کافه شکلاته

گفت بزاریم

ازتون خواهش میکنم شما هم بزارین

گناه داره

شما هم دعا کنین واسش

لطفا!!!!

دعا  کنین لطفا! راه دوری نمیره ...

به حق همین ایام و ولادت آقامون حضرت مهدی (عج)!

ایشاا... که خوب میشی علی کوچولو !!

اسمش : علی؛؛ 2 سالشه


طفلی چشم چپش نابینا شده به خاطر تومور چشمی که بد خیمه

دکترا گفتن باید آب زیر چششو بکشیم و    الا ... میزنه به مغزش

و زبونم لال میکشتش و اگه آب زیر چششو بکشن فاتحه ی

رفقا ؛؛ خواهرا ؛؛ برادرا عاجزانه ازتون خواهش میکنم

واسه شفای این طفل معصوم دعا کنید
 
به قرآن راه دوری نمیره ... ممنون میشم اگه همتون باز نشر کنید

تا افراد بیشتری دعا کنن واسش



خداییش دعا کنید بچه ها و بذارید تو وبتون بعد چند وقت اگه خواستید 

پاکش کنید ... خیلی خودخواهیه اگه بخاطر اینکه به وبلاگمون ربطی نداره ؛؛ 

غمگینه و یا قشنگ نیست نذاریمش ... و یه بچه 2 ساله رو از دعای بقیه محروم کنید

شاید خدا دعاهامون رو برآورده کنه و زندگیه آدم متحول بشه

!!!..... خواهشـــــــــــاً ......!!!

نوشته شده در چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 09:09 ب.ظ توسط Goole zakhmi ... قلب پاک | |
قوی ترین زن دنیا هم که باشی وقت هایی هست که دستی باید لمست کند!
تنی باید تنت راداغ کند...!
لبی طعم لبانت را بچشد...!
مستقل ترین زن دنیا هم که باشی وقت هایی هست که دلت پر میزند برای کسی که برسد و بخواهد که شامت را نخورده نگذاری و بروی...!
مسافرترین زن دنیا هم که باشی دست خطی میخواهی که بنویسد برایت...!!!
باور کن من نه قوی ترین زن دنیام نه مستقل ترین و نه مسافرترین آنها...!!!
من بیش ازآنچه تو تصور میکنی دخترانه ام...کودکانه ام...و همیشه پیش از آنکه بوی باران به مشامت برسد میبارم... تردی هایم را خرده مگیر... کاستی هایم را بر من بببخش
من با همه ی آنها...
وقف توام...!

نوشته شده در سه شنبه 23 آبان 1391 ساعت 12:58 ب.ظ توسط Goole zakhmi ... نظرات | |

چه سخت است،

تشییتع عشق بر روی شانه های فراموشی ،

و دل سپردن به قبرستان جدایی ،

وقتی که میدانی پنج شنبه ای نیست ،

تا رهگذری ،

بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند…


نوشته شده در چهارشنبه 19 مهر 1391 ساعت 08:43 ق.ظ توسط Goole zakhmi ... نظرات | |

گفته اند سكوت كن ومن عمری است سكوت كردم

گفتن چشمهایت را ببند ومن هم بستم

گفتن با هاش حرف نزن ومن حرف نزن

گفتن به دیدنش نر ومن هم نرفتم

گفتن بهش فكر نكن ومن تمام سعی خودم را كردم

گفتن فراموش می شوی وازیاد می روی

اما چه شد

سكوت كردم وتصویر تو شد همدم تنهایی هایم

چشمهایم رابستم وجز تورا ندیدم

باهات حرف نزدم وبا هیچكس غیرتو حرف نزدم

قرار بود بهت فكر نكنم اما به هرچه می اندیشیدم تو هم در آن حضور داشتی

فراموش نشدی و جاودانه شدی

واین همان دوسداشتن همراه با عشق است

چه ساده اند این ساده اندیشان

ک نمیدانند نام تو حک شده ی قلب کوچک من است

پســــــــــــــ  خدایـــــــــــــــــــ....ا رهایمــ کنــــــ....

دیگر کاری در این کلبه ی کوچکت ندارم


نوشته شده در چهارشنبه 3 خرداد 1391 ساعت 10:51 ب.ظ توسط Goole zakhmi ... نظرات | |

می خواهم عمرم را
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم
برگرد!
باور کن
تقصیر من نبود
من فقط می خواستم
یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم
نمی دانستم گریه را دوست نداری
حالا هم هروقت بیایی
عزیز لحظه های تنهایی منی
اگر بیایی
من دلتنگی هایم را بهانه می کنم
تو هم دوری کسانی که دور نیستند
در راهند
رفته اند برای تاریکی هایت
یک اسمان خورشید بیاورند

 

                          
  


نوشته شده در چهارشنبه 10 اسفند 1390 ساعت 10:52 ب.ظ توسط Goole zakhmi ... نظرات | |
                                               
           گریه میكنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی كه خواستن گریه كنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی كه خواستی ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میكنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی كه از دیگران شنیدم وهنوز شكست نخوردم .
                                  
                   
نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن 1390 ساعت 02:42 ب.ظ توسط Goole zakhmi ... نظرات | |